عصر یک روز مزخرف پاییزی در یکی از محلههای جنوبی تهران، محمد علی رمضانپور ملتمسانه برای یادگیری روش دو لایه کردن توپ پلاستیکی از اقصی نقاط بدن دوستش سعید آویزان بود. در همان لحظه نویسندهای در نیویورک پس از یک مشاجرهٔ لفظی با همسرش در کرافت پارک به خانه بازگشته بود. پشت میز تحریرش نشسته و در حالی که پک عمیقی به سیگارش میزد و عصبی به نظر میرسید، مشغول خلق شخصیت داستانی ناقص الخلقهاش «هولدن کالفیلد» بود. درست در همان لحظه اسپرمی با یک کروموزوم Y متعلق به آقای «م» در تخمک همسرش خانم «ش» قرار گرفت.
نه ماه بعد...
هولدن کالفیلد به دنیا آمد.
پس از گذشت حدود بیست و یک سال از عصر آن روز مزخرف پاییزی، هولدن کالفیلد اینجا مینویسد. از زندگی و همهٔ متعلقاتش، و البته مرگ...
همین!